سفرنامه هند: قسمت اول

ارسال شده در 3 ماه پیش
سفرنامه هند: قسمت اول

از یک سال پیش که شانس در خونه مو زد و بهم ماموریت خورد که بریم هند برای ضبط برنامه‌ی جدید رقص شیرین، مدام از این سفر و تجربم و احساسم بهش توی اینستاگرامم نوشتم. مدام در موردش با دوستا و خانواده م صحبت کردم. اما هنوز سیر نشدم. انگار باید دوباره برگردم و یک دل سیر اونجا بمونم تا شاید خسته بشم و برگردم سر زندگی عادی. ولی به خاطر محدودیت فضا و تعداد کلماتی که توی اینستاگرام میشه نوشت و به دلیل حوصله‌ی اندازه پی‌پی خرگوشیِ خواننده‌ها، (پشکل کوچولو) از همه‌ی افکار و تجاربم ننوشتم. ولی اینجا میخوام تا جایی که حافظه م و حوصله‌ی خودم یاری میده براتون بگم. 


شیرین در هند


قبل از اینکه ما بخوایم بریم هند، هر کسی که رفته بود و نرفته بود هی بهم یادآوری میکرد که مراقب باش مریض نشی. مراقب باش غذای خیابونی نخوری. هند کثیفه. هند اله. هند بله. البته نه که این فقط تمام چیزی باشه که میشنیدم. نکته‌های خوب هم کم نبود. مثل اینکه آمنه مدام بهم میگفت رفتی اونجا از طرف من پانی پوری بخور و اگر شد برای منم بیار. یا از لباس هندیا و کلی چیزای دیگه تعریف میشد. در ضمن از سالها پیش هم چه از تجربه خودم از هندی‌هایی که در دبی زندگی میکردن (دبی سالها زندگی کردم) و چه از خیلی‌های دیگه، در مورد بویی که در هوای آزاد ممکنه باشه و اذیتم بکنه میدونستم: «واااای‌ همینکه در هواپیما باز میشه، وووووش! یهو بوی بد میزنه تو دماغت!!» [پیف پیف!]  سورپرایز ! سورپرایز! بوی بد نزد تو دماغم. (تازه من شامه خیلی قوی‌ای دارم) بوی بد هییییچ کجا به دماغ من یکی حداقل نزد. شاید از بین این ۱۸ روز، فقط یک روز تجربه بوی بد داشتیم که اونم استثنا بود و توی جزایر قناری هم ممکنه در اون شرایط (اتاقی پُر از آدم که از فرط رقص عرق کرده) داشتیم. از ایناش که بگذریم، از این براتون بگم که اگر آدمی هستید که انعظاف پذیر نیستید، صبور نیستید، یا از دماغ فیل افتادین، شاید هند خیلی گزینه‌ی خوبی براتون نباشه. البته توی همون هند هم میتونید مثل یک کبک که سرشو زیر برف کرده، فقط برید جاهای لوکس و شیک و پیک ، ولی تجربه واقعی وقتیه که شما همه جا برید و از هر جایی بتونید به نوبه خودش لذت ببرید. 


مقصد اول: 

فرودگاه دهلی به سمت شهر پوشکار در استان راجستان. 

از لندن به دهلی نزدیک به ۱۲ ساعت طول کشید و چون برای روزی که ما میخواستیم پرواز مستقیم نبود، از دهلی با ماشین به سمت پوشکار رفتیم که ۹ ساعتم اون طول کشید. خسته ولی هیجان زده. مخصوصا برای من. فکر کنم خیلیاتون مثل من هستید. خیلی از ما ایرانیا از بچگی با موزیک ویدئوها و فیلمای هندی بزرگ شدیم. (کاجول، رانی موخرجی، کارینا کاپور، پرتی زینتا، امیرخان، گوویندا، شاهرخ خان و ریتیک روشن - بازیگرای مورد علاقه من بودن) بعد از این همه سال آرزوی هند رفتن، فکر کن حالا در بهترین حالت رفتی هند : رقص!‌

میگفتم...ساعت ۱۰ شب بود رسیدیم پوشکار. ولی این رسیدن از اون رسیدنای معمولی نبود: ما هیچ ایده‌ای نداشتیم که کجا داریم میریم. و آسفالت مسیرمون از یه جایی به بعد شد جاده خاکی، تاریک تاریک، که هر از چند گاهی از جلوی یک دهاتی رد میشدیم و یک جا هم سروصدای عروسی و بزن و بکوبشو شنیدیم و دیدیم. بارون شدید هم این جاده خاکی ما رو گل کرده بود. تازه یه جا انقدر جاده باریک شد که ماشینمون نمیتونست ازش رد بشه… تا اینکه رسیدیم به یه جا دیدیم به! دروازه درست و حسابی داره و نوشته «پوشکار ریزورت» (همون هتل پوشکار خودمون)‌. 

خلاصه هتلو که دیدیم، خیالمون راحت شد. بقیه‌شو توی برنامه دیدید حتما: قسمت اول رقص شیرین در پوشکار و پتناما از چیزای دیگه‌ش که تو برنامه نبود و ندیدید رو توی پست بعدی براتون تعریف میکنم!‌




ترشحات ذهنی من و دوستم: فرزند داشتن یا نداشتن؟

فرزند داشتن یا نداشتن؟ مادر شدن یا نشدن؟ پدر شدن یا نشدن؟ مسئله این... نیست! مسئله انتخاب ماست.

2 ماه پیش
نامه‌ی عاشقانه به کی اف سی (مرغ کنتاکی)

... از خدا که پنهان نیست، از تو چه پنهان. دیشب خوابت را دیدم. خواب دیدم ویار کرده ام…

2 ماه پیش
ترشحات ذهنی من و دوستم: مهاجرت

موضوع [مهاجرت] خیلی جا داره تا بیشتر و عمیقتر در موردش صحبت بشه. تو این قسمت از تجربه‌های شخصی و نظر من و مارال و نظرمون در مورد مهاجرت بشنوید.

2 ماه پیش
سفرنامه هند: قسمت اول

از یک سال پیش که شانس در خونه مو زد و بهم ماموریت خورد که بریم هند برای ضبط برنامه‌ی جدید رقص شیرین، مدام از این سفر و تجربم و احساسم بهش توی اینستاگرامم نوشتم. مدام در موردش با دوستا و خانواده م صحبت کردم. اما هنوز سیر نشدم. انگار باید دوباره برگردم و یک دل سیر اونجا بمونم تا شاید خسته بشم و برگردم سر زندگی عادی. ولی به خاطر محدودیت فضا و تعداد کلماتی که توی اینستاگرام میشه نوشت و به دلیل حوصله‌ی اندازه پی‌پی خرگوشیِ خواننده‌ها، (پشکل کوچولو) از همه‌ی افکار و تجاربم ننوشتم. ولی اینجا میخوام تا جایی که حافظه م و حوصله‌ی خودم یاری میده براتون بگم.

3 ماه پیش
مونتاژ سه قسمت رقص شیرین در هند

مونتاژی از صحنه‌ها، شهرها و رقصهای مختلفی که در هند باهاش آشنا شدم و تجربه کردم.

3 ماه پیش
قدم به قدم آموزش روتین رقص ایرانی کلاسیک

این روتین رقص به درخواست من توسط مارال دنس طراحی و مستقیم به من آموزش داده شده. حالا بعد از اینکه از مارال اجازه گرفتم، در این ویدئو در ۱۲ مرحله، به شما مراحل رو آموزش میدم و در نهایت هم اجرای اصلی رو خواهید دید.

3 ماه پیش
ترشحات ذهنی من و دوستم: دهه ۲۰ در برابر دهه ۳۰

بله! درست خوندید! انتخاب واژه‌ی «ترشحات» به جای واژه‌ی «تراوشات» آگاهانه و از عمد بوده. در این چیت چت من و مارال در مورد نکات مثبت و منفی و یا تفاوت‌ها و تجارب فردی ما در دهه‌های ۲۰ و ۳۰ زندگیمون صحبت میکنیم. دهه بیست بهتره یا دهه سی؟ شما میتونید خیلی راحت این ویدئو رو پخش کنید و باهاش مثل یک پادکست برخورد کنید. گوش کنید و نظرات یا تجارب خودتونو با ما به اشتراک بذارید.

3 ماه پیش